در این مدت چه گذشت
خب سلام من برگشتم...
سطح کراتینین اومده پایین و حال عمومیم بهتره...
CS12 رو به یه خانوم 23 ساله که مدیریت خونده واگذار کردم تمامی مواردش رو هر چیزی که بود و نبود و از الان لیدر کل کنسرسیوم CS12 اونه...
و خب جالبه همین الانی که دارم اینو مینویسم 3340 تا مطلب دیگه موندن که ایکسپورت گرفته بشن از تلگرامم و بعدش دیگه اکانت اصلی و هر چیزی که از فرهان بوده برای همیشه از بین میره...
یکی بود که بهم میگفت تو هپی بودی چی شد؟
حقیقتا هیچی چیز خاصی نشد... همه کارایی که دوست داشتم بکنم رو فهمیدم که نمیتونم انجام بدم و همین به راحتی ترکوندم...
واقعا دنبال دلیل عجیب و غریب نمیگردم... البته دیگه نمیشه گشت...
ولی به هر حال همه چیز الان بهتره...
بعد از این که لیدری CS12 رو به اون خانوم دادم... فردی که تقریبا از اول CS12 شبانه روز بهش چیز یاد دادم در وهله اول از تمام جاهایی که بودم لفت داد این برام نمایانگر این بود که چقدر راحت با افراد در شرایطی که ضعیف میشن یا از جایگاهی پایین میان مثل آشغال رفتار میشه ... جتی اگر سعی کنی آدم خوبی باشی....
به هر حال هیچ اهمیتی نداره اونی که باید زندگی میکنه و متوجه شدم خودخواهی اگر به اندازه کافی باشه خوبه... به هر حال چرا نباید خودت رو دوست داشته باشی...
هر چند این حرفا برای کسی که این اواخر به فاصله 1ماه و نیم دو بار خودکشی داشته کمی عجیبه...
ولی توی همین مدتی افرادی که فکر میکردم باهام بدرفتار بودن در حقیقت بیشتر از همه نگرانم شدن و افرادی که فکر میکردم دوستم دارن بیتفاوت بودن و خب عجیبه انگار دچار یک خطای شناختی نسبت به آدما میشم.
میخوام بگم که از امیر حسین معذرت میخوام خیلی وقتا با شوخیات توی زمان نادرست رو مخم میرفتی و در حد مرگ فشاریم میکردی در حدی که بهت فحش میدادم و داد میزدم ولی تو توی این مدت برام سنگ تموم گذاشتی ازت ممنونم میدونم که ارزش محبتت رو نداشتم
از ستاره ممنونم بابت این که خیلی هارش حالم رو پرسید : هی عوضی حالت خوبه؟ اینو دوست دارم توی یکی از نمایشنامه هام بنویسم.
از یگانه ممنونم برای اون پیام بلند بالاش دقیقا مثل داستانا بود...
سعی دارم که انجامشون ندم ... دیگه شاید واقعا عوض بشه همه چیز برام... نمیدونم حس میکنم نیاز به استراحت ندارم نیاز به پذیرفتن دارم که مشکلی نیست حتی اگر درست قدم برداری و درست جواب نگیری....